برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی accountable در انگلیسی چیست؟
accountable برای بیان مسئولیت و پاسخگویی
(صفت) مسئول و پاسخگو بودن در برابر کارها یا تصمیمهای خود و موظف بودن به توضیح دادن درباره آنها (مترادف پرکاربرد: responsible)
Managers are accountable for the performance of their teams.
مدیران در برابر عملکرد تیمهای خود مسئول و پاسخگو هستند.
You are accountable for your own decisions.
شما در برابر تصمیمهای خودتان مسئول و پاسخگو هستید.
Who is accountable for this mistake?
چه کسی در برابر این اشتباه مسئول و پاسخگو است؟
Employees should be held accountable for their actions.
کارمندان باید در برابر اقدامات خود پاسخگو باشند.
She is accountable for the final result.
او در برابر نتیجه نهایی پاسخگو است.
(نکته آموزشی) accountable فقط به معنی «مسئول بودن» نیست؛ در این واژه این مفهوم هم وجود دارد که فرد باید بتواند دلیل یا توضیح قابل قبولی برای کاری که انجام داده یا نتیجهای که به وجود آمده ارائه کند. به همین دلیل این واژه در محیطهای کاری، مدیریتی و رسمی بسیار رایج است.
The director is accountable for the company's success and failure.
مدیر در برابر موفقیت و شکست شرکت پاسخگو است.
The government should be accountable for how it spends public money.
دولت باید در برابر نحوه خرج کردن پول عمومی پاسخگو باشد.
You are accountable for what you do.
شما در برابر کارهایی که انجام میدهید پاسخگو هستید.
He knew he would be held accountable for his mistake.
او میدانست که در قبال اشتباهش پاسخگو شناخته خواهد شد.
(ساختار پرکاربرد) accountable to someone یعنی در برابر شخص یا گروهی پاسخگو بودن؛ یعنی آن شخص یا گروه میتواند درباره عملکرد فرد توضیح بخواهد. در این ساختار، to شخص یا گروهی را معرفی میکند که فرد باید در برابر آن پاسخگو باشد.
The manager is accountable to the director.
مدیر در برابر مدیر ارشد پاسخگو است.
Politicians should be accountable to the public.
سیاستمداران باید در برابر مردم پاسخگو باشند.
The CEO is ultimately accountable to the board.
مدیرعامل در نهایت در برابر هیئتمدیره پاسخگو است.
(ساختار پرکاربرد) accountable for something یعنی در برابر یک کار، تصمیم، نتیجه یا پیامد مسئول و پاسخگو بودن. در این ساختار، for چیزی را معرفی میکند که فرد مسئول آن است.
The manager is accountable for the team's performance.
مدیر در برابر عملکرد تیم مسئول و پاسخگو است.
The company is accountable for any damage it causes.
شرکت در برابر هر خسارتی که ایجاد کند مسئول و پاسخگو است.
Someone must be held accountable for the problem.
باید یک نفر در قبال این مشکل مسئول شناخته شود.
(ساختار بسیار رایج) hold someone accountable for something یعنی کسی را در قبال چیزی مسئول و پاسخگو دانستن یا از او خواستن که بابت آن پاسخگو باشد. این ساختار معمولاً زمانی به کار میرود که فرد باید درباره یک اشتباه، تصمیم یا نتیجه پاسخگو باشد.
We must hold people accountable for their behavior.
ما باید افراد را در قبال رفتارشان پاسخگو بدانیم.
The company should be held accountable for the damage.
شرکت باید در قبال خسارت مسئول شناخته شود.
Managers need to hold their employees accountable for their work.
مدیران باید کارکنان خود را در قبال کارشان پاسخگو بدانند.
(تفاوت مفهومی) responsible بیشتر بر داشتن مسئولیت یک کار یا وظیفه تأکید دارد، اما accountable علاوه بر مسئولیت، بر پاسخگو بودن و توانایی توضیح دادن درباره عملکرد یا نتیجه نیز تأکید میکند.
She is responsible for managing the team.
او مسئول مدیریت تیم است.
She is accountable for the team's performance.
او در برابر عملکرد تیم پاسخگو است.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره accountable، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

