برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bare به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bare
(صفت) بدون پوشش، لخت (مثال اول) – اصلی، در مورد چیزی که بیشترین نیاز به آن است (مثال دوم) – the/a bare minimum حداقل مقدار ممکن - (the) bare necessities وسایل ضروری – خالی (درباره یک اتاق و غیره.) - lay bare بروز دادن، افشا کردن احساسات یا اطلاعات شخصی (مثال سوم)
bare
فعل
bares; bared; baring
(فعل) پوشش را از چیزی برداشتن - bare your heart/soul راز خود یا احساس خود را بیان کردن - bare your teeth دندان خود را نشان دادن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bare، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


