برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی peak به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل peak
(اسم) بالاترین، بهترین، بلندترین و ... (سه مثال اول) – قله یا نوک کوه (مثال چهارم) – پره کلاه آفتاب گیر (در آمریکایی visor)
He's at the peak of his career.
او در اوج حرفه خود قرار دارد.
Traffic reaches its peak between 6 and 8 in the afternoon.
ترافیک در ساعات بین 6 تا 8 بعدازظهر به اوج خود می رسد.
the peaks and valleys of married life
لحظات خیلی خوب و دشواری های (بلندی و پستی های) زندگی مشترک
jagged peaks
قله های دندانه دار
peak
صفت
(صفت) اوج، عالی، تمام، بهترین، بیشترین
peak
فعل
peaks; peaked; peaking
(فعل) به بیشترین سطح رسیدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره peak، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


