عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل faint

faint

صفت

US تلفظ صوتی/ˈfeɪnt/

fainter; faintest

(صفت) ضعیف برای شنیدن یا دیدن یا مزه کردن یا احساس کردن و ... (سه مثال اول) – feel faint احساس ضعیف یا گیجی (مثال چهارم) - damn with faint praise با تحسینی ظاهری عدم اشتیاق خود را به چیزی نشان دادن یا شماتت کردن کسی به صورت غیر مستقیم (مثال آخر)

a faint signal

یک سیگنال ضعیف

a faint smile

یک لبخند نه چندان واضح

a faint hope/possibility/chance etc

امید/احتمال/شانس و ... ضعیف

She felt faint with hunger.

او از گرسنگی احساس ضعف داشت.

The reviewer damned the singer with faint praise, admiring her dress but not mentioning her voice.

آن منتقد به صورت غیر مستقیم از آن خواننده انتقاد کرد، لباسش را تحسین کرد ولی به صدای او اشاره ای نکرد.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) the faint of heart آدم بی دل و جرات

faint

فعل

faints; fainted; fainting

(فعل) از حال رفتن، غش کردن

The young soldier fainted in the hot sun.

آن سرباز جوان در آفتاب سوزان از حال رفت.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته