عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل bug

bug

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbʌg/

bugs

(اسم) هر حشره خیلی کوچک مثل ساس (مثال اول) – یک بیماری که جدی نیست و ناشی از یک باکتری یا ویروس است مثل سرماخوردگی (مثال دوم) – هر برنامه مختل کننده در کامپیوتر (مثال سوم) – دستگاه کوچک شنود (مثال چهارم) – اشتیاق شدید به چیزی (the bug – مثال آخر)

The most common types of blood-sucking bugs you should be on the lookout for are mosquitoes, ticks, fleas and bed bugs.

رایج ترین انواع حشرات خونخوار که باید مراقب آنها باشید پشه ها، کنه ها، کک ها و ساس ها هستند.

I had a stomach bug last week.

من هفته پیش معده درد داشتم.

The software was full of bugs.

این نرم افزار پر از باگ بود.

The FBI planted/put a bug in his telephone/apartment.

اف بی آی درون تلفن/در آپارتمان او شنود کار گذاشت.

He was never interested in the gym before, but he was bitten by the fitness bug.

او قبلا هیچوقت به باشگاه علاقه نداشت ولی به تناسب اندام علاقه شدیدی پیدا کرده است. (be bitten by sth/sb bug اصطلاح است)

bug

فعل

bugs; bugged; bugging

(فعل) اذیت کردن کسی (مثال اول) – شنود کار گذاشتن (مثال دوم) – (در مورد چشم ها و به علت ترس یا تعجب) از حدقه بیرون زدن - bug off اینکه به کسی به تندی بگویید که گم شو - bug out به سرعت رفتن

Stop bugging your brother.

اینقدر برادرت را اذیت نکن.

a bugging device

یک دستگاه شنود

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته