بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی bid به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل bid

bid

فعل

US تلفظ صوتی/ˈbɪd/

bids; bade /ˈbeɪd/ or bid; bidden /ˈbɪdn̩/ or bid; bidding

(فعل) پیشنهاد دادن مقدار مشخصی پول برای خرید چیزی مخصوصا در رقابت با کسان دیگری که قصد خرید آن را دارند (مثال اول) – مزایده کردن سر پذیرفتن یک کار خاص با یک قیمت پیشنهادی (مثال دوم) – رقابت کردن برای کار خاصی (مثال سوم)

We wanted to buy the desks but another couple was bidding against us.

ما قصد داشتیم که آن میزها را بخریم ولی زوج دیگری داشتند علیه ما قیمت میدادند. (مثل مزایده)

Several companies are bidding for this job.

چندین شرکت دارند برای این کار مزایده میکنند.

a bid for power

رقابتی بر سر قدرت

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) چیزی مانند خوشامد گویی یا آرزوی خوبی را به کسی گفتن (مثال اول) – کاری را از کسی خواستن - bid fair احتمالا - bid up بالا بردن پیشنهاد قیمت برای چیزی در یک مزایده یا بورس و غیره

I must now bid you farewell.

اکنون باید به شما خدانگهدار بگویم.

bid

اسم

bids

(اسم) پیشنهاد پول برای کار خاصی (دو مثال اول) – پیشنهاد انجام کاری – تلاش برای کاری (مثال سوم)

I made a bid of $50 for the painting.

من برای آن نقاشی 50 دلار پیشنهاد دادم.

He had the highest bid.

او بیشترین پیشنهاد را ارائه داد.

a bid for power

تلاشی برای قدرت

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره bid، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان