برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی assure به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل assure
(فعل) چیزی را تضمین کردن (ensure – دو مثال اول) - assure oneself کسی را درباره چیزی به یقین رساندن (مثال سوم) - assure someone of doing something اطمینان دادن به کسی درباره چیزی (مثال آخر)
She believed that hard work would assure her success.
او معتقد بود که سخت کوشی، موفقیتش را تضمین می کند.
This mistake won't happen again, I assure you.
این اشتباه دیگر رخ نخواهد داد، به شما اطمینان می دهم.
I tried opening the door to assure himself that it was locked.
من تلاش کردم در را باز کنم تا مطمئن شوم که قفل است.
We assured her of our support.
ما به او درباره حمایتمان اطمینان دادیم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره assure، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


