عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل fond

fond

صفت

US تلفظ صوتی/ˈfɑːnd/

fonder; fondest

(صفت) از سر علاقه، مایل، علاقمند - fond farewell خداحافظی صمیمانه (مثال دوم) – a fond belief/hope/wish اعتقاد/آرزو عمیق و قوی

a fond smile

یک لبخند محبت آمیز

we said a fond farewell.

ما خداحافظی گرمی با هم کردیم.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) be fond of somebody به کسی خیلی علاقه داشتن (مثال اول) - be fond of (doing) something چیزی را خیلی دوست داشتن (مثال دوم) - be fond of doing something کاری را اغلب انجام دادن (مثال سوم) - have fond memories of something/somebody چیزی یا کسی را به نیکی به یاد آوردن

I'm not really fond of him.

من چندان از او خوشم نمی آید.

I grew fond of the place and it was difficult to leave.

من شیفته آنجا شده بودم و ترک کردن آن سخت بود. (grow fond of something شیفته چیزی شدن)

He's fond of asking silly questions.

او همیشه سوالات احمقانه میپرسد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی