برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی desperately به فارسی | مثال و کاربرد
معنی desperately
(قید) بهشدت، بسیار زیاد، شدیداً
برای تأکید بر شدت زیاد یک احساس، نیاز، خواسته یا وضعیت به کار میرود.
I desperately need some help.
من شدیداً به کمک نیاز دارم.
She desperately wants to find a new job.
او شدیداً میخواهد یک شغل جدید پیدا کند.
(قید) با درماندگی، از روی استیصال، ناامیدانه
برای توصیف کاری به کار میرود که فرد با احساس نیاز شدید، ناامیدی یا درماندگی انجام میدهد.
The doctors tried desperately to save his life.
پزشکان با تمام توان و از روی درماندگی تلاش کردند جان او را نجات دهند.
He called her desperately, hoping she would answer.
او با درماندگی با او تماس گرفت و امیدوار بود که پاسخ دهد.
desperately ill: بهشدت بیمار، بسیار بدحال
The patient is desperately ill and needs immediate treatment.
بیمار بهشدت بدحال است و به درمان فوری نیاز دارد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره desperately، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

