برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shore به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shore
ساحل به انگلیسی
We walked along the shore of the lake.
ما در امتداد ساحل دریاچه قدم زدیم.
far from our native shores
بسیار دور از وطنمان
Shore
✅ تعریف: هر نوع زمین در امتداد یک منطقه آبی (دریا، رودخانه، دریاچه)
✅ کجا بکار میرود: یک اصطلاح عمومی است که به محدودهای از خشکی که به آب نزدیک است اشاره دارد.
✅ تعریف: قسمتی از shore که پوشیده از شن، ماسه، سنگریزه یا صدف است
✅ کجا بکار میرود: معمولاً برای اشاره به مناطقی که مردم برای تفریح و شنا به آنجا میروند.
✅ تعریف: نوار خشکی که در امتداد اقیانوس یا دریا قرار دارد (معمولاً وسیعتر از beach و shore)
✅ کجا بکار میرود: برای اشاره به مناطق بزرگی از خشکی که در کنار دریا کشیده شدهاند.
shore
فعل
shores; shored; shoring
(فعل) shore up الف: داربست زدن برای جلوگیری از ریزش یک ساختمان یا تونل و غیره (جمله اول) ب: کمک کردن یا حمایت کردن از چیزی که ضعیف است (جمله دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shore، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام



