برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی steel به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل steel
(اسم) فولاد (آلیاژ آهن و کربن – مثال اول) – صنعت فولاد – چیزی که خیلی قوی است یا اراده قدرتمندی دارد (مثال سوم) - like a steel trap (در مورد ذهن یا حافظه) خیلی قوی و تیز (مثال آخر)
steel
فعل
steels; steeled; steeling
(فعل) خود را وادار به انجام کاری که ناخوشایند است کردن
She steeled herself to open the door.
او خودش را مجبور کرد که در را باز کند. (باز کردن در چیز ناخوشایندی برای او است)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره steel، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


