برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی recognition به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل recognition
(اسم) پذیرفتن، به رسمیت شناختن (مثال اول) – توجه، مورد تحسین قرار گرفتن، مورد احترام واقع شدن (مثال دوم و سوم) – شناختن کسی یا چیزی (مثال چهارم) – تشخیص صدا یا تصویر و غیره توسط یک وسیله کامپیوتری (مثال آخر)
a recognition of their civil rights
به رسمیت شناختن حقوق مدنی آن ها
All he wanted was some recognition for his work.
همه آنچه او می خواست کمی توجه و احترام به کارش بود.
She has achieved recognition and respect as a scientist.
او به عنوان یک دانشمند مورد توجه و احترام قرار گرفته است.
He's really changed beyond all (=changed out of all) recognition since we were kids!
او واقعاً نسبت به وقتی بچه بودیم خیلی تغییر کرده است! (اینقدر تغییر کرده است که او را نمیشناختیم)
speech/voice/face recognition
تشخیص حرف زدن/صدا/صورت
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره recognition، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


