بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی polish به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل polish

polish

فعل

US تلفظ صوتی/ˈpɑːlɪʃ/

polishes; polished; polishing

(فعل) با ساییدن، چیزی را برق انداختن یا تمیز کردن (دو مثال اول) – بهتر کردن چیزی با تغییر برخی جزئیات (مثال سوم)

I polish my shoes regularly to protect the leather.

من کفش هایم را برای محافظت از چرم آن، مرتب جلا می دهم.

Polish the lenses with a piece of tissue.

لنزها (مثلا شیشه عینک) را با یک تکه دستمال تمیز کن.

The statement was carefully polished and checked before release.

این بیانیه قبل از انتشار به صورت دقیق بهینه و بررسی شد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) polish off الف: تمام کردن چیزی (مثال اول) ب: شکست دادن (مثال دوم)

Who polished the cake off?

چه کسی همه کیک را خورد؟

They polished off the visiting team, 3–0.

آن ها تیم میهمان را سه بر صفر شکست دادند.

polish

اسم

(اسم) عمل جلا دادن چیزی – ماده ای مثل لوسیون یا کرم یا واکس و غیره که برای جلا دادن و برق انداختن یا تمیز کرده چیزی یا سطحی از آن استفاده می شود (مثال اول) – مهارت (skill – مثال دوم) – Polish زبان لهستانی

shoe/furniture polish

واکس کفش/پاک کننده سطوح

Sarah’s writing has potential, but it lacks polish.

نویسندگی سارا دارای توانایی بالقوه است ولی مهارت ندارد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره polish، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته