عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل occupy

occupy

فعل

US تلفظ صوتی/ˈɑːkjəˌpaɪ/

occupies; occupied; occupying

(فعل) مستقر بودن یا زندگی کردن در جایی (مثال اول) – پر کردن یا در جایی بودن یا زمانی را به چیزی اختصاص دادن (مثال دوم و سوم) – مشغول کردن کسی (مثال چهارم)

They occupied the room next to ours.

آن ها در یک اتاق کنار اتاق ما مستقر شدند.

How do you occupy your time?

چطور وقت خود را پر می کنید؟

Family photos occupied almost the entire wall.

عکس های خانوادگی تقریبا همه دیوار را پر کرده بود.

He occupied himself doing routine office tasks.

او خود را با کارهای معمول اداره مشغول کرد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) اشغال کردن جایی با زور (مثال اول) – شغل یا موقعیتی را داشتن (hold – مثال دوم)

Army quickly occupied the city.

ارتش به سرعت شهر را اشغال کرد.

Men still occupy more positions of power than women.

هنوز مردان نسبت به زنان پست های بیشتری را در سیستم قدرت دارند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی