برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی ink به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل ink
(اسم) جوهر یا مرکب (دو مثال اول) – توجه عمومی – نوعی ماده سیاه رنگ موسوم که جوهر سرپایان که حیواناتی مانند اختاپوس یا سایر سرپایان به عنوان نوعی ساز و کار فرار از خطر ترشح می کنند – تتو - the ink is not dry/still wet کنایه از اینکه سندی به تازگی نوشته شده است - red ink بدهی مالی (مثال سوم) - ink–jet printer پرینتر جوهر افشان (پرینتری که با جوهر کار می کند)
ink
فعل
inks; inked; inking
(فعل) جوهر ریختن داخل چیزی – امضا کردن یک سند یا قرارداد
to ink a contract
امضا کردن یک قرارداد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره ink، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


