برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی gamble به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل gamble
(فعل) شرط بندی کردن (مثال اول) – شرط بستن، ریسک کردن (مثال دوم و سوم) - gamble away از دست دادن چیزی با شرط بستن (مثال آخر)
Jim loves gambling on the horses.
جیم شرط بندی کردن روی اسب ها را دوست دارد.
The company is gambling everything on this strategy.
این شرکت دارد همه چیز را روی این استراتژی ریسک می کند.
It was wrong to gamble with our children's future.
ریسک کردن روی آینده بچه های مان اشتباه بود.
She gambled away all her money.
او همه پول خود را سر شرط بندی از دست داد.
gamble
اسم
gambles
(اسم) ریسک، خطر (risk) - take a gamble ریسک کردن - a gamble pays off نتیجه دادن یک کار ریسکی - be a bit of a gamble اینکه بگویید کاری با کمی ریسک همراه است
The gamble on the harvest had paid off.
آن کارِ ریسکی روی محصول، نتیجه داد.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


