برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی foster به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل foster
(فعل) به رشد یا پیشرفت چیزی کمک کردن (دو مثال اول) – به فرزند خواندگی گرفتن (adopt - مثال آخر)
foster
صفت
(صفت) foster mother/father/parents مادر/پدر/والدینی که مادرخوانده یا پدر خوانده یا والدین نیابتی کسی هستند - foster child/son/daughter فرزند خوانده/پسر خوانده/دختر خوانده - foster home پرورشگاه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره foster، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


