برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
exhausted | معنی خیلی خسته و فرسوده
معنی exhausted در فارسی
exhausted
صفت
(صفت) خیلی خسته، فرسوده (کسی که انرژیاش کاملاً تمام شده است) — مترادف پرکاربرد: very tired, worn out (ساختار رایج: exhausted from/by چیزی)
You look absolutely exhausted.
تو کاملاً خسته به نظر میرسی.
I was exhausted after the long flight.
بعد از پرواز طولانی کاملاً خسته بودم.
She felt exhausted from working all day.
او از کار کردن تمام روز احساس فرسودگی میکرد.
The team was exhausted by the heat.
تیم از گرما کاملاً فرسوده شده بود.
He collapsed on the bed, too exhausted to speak.
او روی تخت افتاد و آنقدر خسته بود که نمیتوانست حرف بزند.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره exhausted، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام