بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی dissolve به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل dissolve

dissolve

فعل

US تلفظ صوتی/dɪˈzɑːlv/

dissolves; dissolved; dissolving

(فعل) حل شدن یک جامد در یک مایع (مثال اول) – رسما به چیزی پایان دادن، منحل کردن (مثال دوم) – محو شدن، از بین رفتن (مثال سوم) - dissolve into tears/laughter ناگهان شروع به گریه یا خنده کردن (مثال آخر)

Sugar dissolves in water.

شکر در آب حل میشود.

Their marriage was dissolved in 1999.

ازدواج آن ها در سال 1999 رسما پایان یافته بود.

The sun dissolved the fog.

آفتاب، مه را محو کرد. (گرمای آفتاب به تدریج مه را از بین برد)

The children dissolved into tears.

بچه ها شروع به گریه کردند.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره dissolve، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان