برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی decay به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل decay
(فعل) پوسیده شدن به وسیله نظام طبیعی خلقت (مثال اول) – تحلیل رفتن، رو به زوال رفتن، کم کم مریض شدن و غیره. (مثال دوم) – (در مورد وضعیت یک ساختمان یا یک سازه یا یک منطقه) بدتر شدن، خراب شدن، خراب تر شدن – تحلیل رفتن از نظر اقتصادی یا از نظر باورهای اجتماعی
decay
اسم
(اسم) پوسیدگی – زوال یا تحلیل - خرابی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره decay، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


