برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی decay به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل decay
(فعل) پوسیده شدن به وسیله نظام طبیعی خلقت (مثال اول) – تحلیل رفتن، رو به زوال رفتن، کم کم مریض شدن و غیره. (مثال دوم) – (در مورد وضعیت یک ساختمان یا یک سازه یا یک منطقه) بدتر شدن، خراب شدن، خراب تر شدن – تحلیل رفتن از نظر اقتصادی یا از نظر باورهای اجتماعی
decay
اسم
(اسم) پوسیدگی – زوال یا تحلیل - خرابی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره decay، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

