برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی carry on به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل carry on
carry on
فعل
(فعل) ادامه دادن (دو مثال اول) - خارج از کنترل رفتار کردن یا هیجان زده بودن یا نگران بودن (مثال آخر)
You’ve got to carry on as though nothing happened.
تو باید ادامه دهی، گویی که اتفاقی نیفتاده است.
ادامه داشتن نام خانوادگی
The children have been carrying on all day.
بچه ها تمام روز داشتند خارج از کنترل رفتار می کردند. (خیلی ورجه وورجه می کردند)
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) carry on with (something) ادامه دادن یک فعالیت یا شرکت کردن در یک فعالیت (مثال اول)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره carry on، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
