برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tile به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tile
(اسم) کاشی یا سفال یا هر چیز نازک و از جنس خاک رس یا پلاستیک پخته شده یا فرم داده شده که برای پوشاندن سقف خانه یا کف یا دیوار و ... به کار میرود
roof tiles
سقف های شیروانی (قطعات کوچک مربعی یا مستطیلی یا اریب از جنس پی وی سی یا سفال و غیره که بجای ورق های بلند آلومینیوم در سقف خانه ها استفاده میشود)
We lost a few tiles in the storm.
ما چند قطعه از سفال های سقف را در طوفان از دست دادیم. (کنده شدند یا شکستند)
carpet tiles
کفپوش از جنس مکت (قطعات مربعی یا مستطیل شکل از جنس فرش یا مکت که برای پوشاندن کف خانه یا جایی استفاده می کنند)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tile، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

