برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sweat به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sweat
(فعل) عرق کردن (مثال اول) – to sweat like a pig خیلی عرق کردن – خیلی کار کردن یا اصطلاحا عرق ریختن (مثال دوم) – مضطرب بودن یا نگران بودن (مثال سوم) - don't sweat it! اینکه به کسی بگویید که نگران باش! - sweat the small stuff نگران چیزهای کم اهمیت بودن
She sweats a lot when she exercises at gym.
او وقتی در باشگاه ورزش می کند خیلی عرق می کند.
We sweated and saved for years to make a good life for our kids when they grow up.
ما سالها عرق ریختیم و پول ذخیره کردیم تا برای بچه های خودمان وقتی بزرگ شدند زندگی خوبی بسازیم.
They really made me sweat during the interview.
آنها واقعاً در طول مصاحبه مرا مضطرب کردند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد چیزی مانند پنیر) قطرات آب روی آن نمایان شدن - sweat blood خیلی تلاش کردن (مثال اول) - sweat bullets خیلی نگران چیزی بودن، خیلی مضطرب بودن - sweat it out الف: با نگرانی منتظر بودن (مثال دوم) ب: سخت ورزش کردن
sweat
اسم
sweats
(اسم) عرق (مثال اول) – sweats گرم کن ورزشی (نوعی شلوار ورزشی) - get in a sweat نگران بودن - no sweat اینکه بگویید چیزی یا کاری آسان است (مثال دوم)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


