برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی substitute به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل substitute
(اسم) جایگزین
substitute goalkeeper
دروازهبان جایگزین
Vitamin pills are no substitute for a healthy diet.
قرص های ویتامین جایگزینی برای یک برنامه غذایی سالم نیستند.
a substitute mother
مادر جایگزین (اصطلاح علمی برای مادر خوانده)
substitute
فعل
substitutes; substituted; substituting
(فعل) جایگزین کردن یا به عنوان جایگزین استفاده کردن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره substitute، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

