برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pill به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pill
(اسم) قرص (مثال اول) - on the pill اینکه قرص های ضد بارداری مصرف می کند (مثال دوم) – be a pill یک آدم (مخصوصا یک بچه) رو مخ، کسی که آدم را عصبانی می کند - sugar/sweeten the pill تلطیف کردن شرایط برای کسی که در موقعیت بدی است یا کار سختی را قبول کرده، شرایط را کمی آسان کردن (مثال سوم) - a bitter pill (to swallow) زیر بار کار خیلی ناپسندی رفتن
sleeping pills
قرص های خواب
She is on the pill.
او قرص های ضد بارداری مصرف می کند.
I have to tell my mom about breaking her glasses, but I need to find a way to sugar the pill first.
من باید درباره شکستن عینک مادرم به او بگویم ولی اول باید راهی برای تلطیف این خبر پیدا کنم.
pill
فعل
pills; pilled; pilling
(فعل) اصطلاح پیل کردن لباس (برآمده شدن بخشی از لباس به دلیل پوشیدن یا شستن زیاد)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pill، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


