برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pill به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pill
(اسم) قرص (مثال اول) - on the pill اینکه قرص های ضد بارداری مصرف می کند (مثال دوم) – be a pill یک آدم (مخصوصا یک بچه) رو مخ، کسی که آدم را عصبانی می کند - sugar/sweeten the pill تلطیف کردن شرایط برای کسی که در موقعیت بدی است یا کار سختی را قبول کرده، شرایط را کمی آسان کردن (مثال سوم) - a bitter pill (to swallow) زیر بار کار خیلی ناپسندی رفتن
sleeping pills
قرص های خواب
She is on the pill.
او قرص های ضد بارداری مصرف می کند.
I have to tell my mom about breaking her glasses, but I need to find a way to sugar the pill first.
من باید درباره شکستن عینک مادرم به او بگویم ولی اول باید راهی برای تلطیف این خبر پیدا کنم.
pill
فعل
pills; pilled; pilling
(فعل) اصطلاح پیل کردن لباس (برآمده شدن بخشی از لباس به دلیل پوشیدن یا شستن زیاد)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pill، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

