برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sting به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sting
(فعل) نیش زدن یا گزیده شدن توسط یک حشره یا یک گیاه خاردار یا یک حیوان (مثال اول) – ایجاد سوزش آنی کردن (مثال دوم) – ناراحت شدن از یک نظر (مثال سوم) - sting somebody for something الف: هزینه بیش از حد از کسی گرفتن ب: پول از کسی قرض کردن
She was stung by a bee.
زنبور او را نیش زد.
Povidone Iodine will sting for a few minutes.
بتادین برای چند دقیقه ایجاد سوزش می کند.
Her words stung him.
حرف های آن دختر او را ناراحت کرد.
sting
اسم
stings
(اسم) سوزش، نیش (دو مثال اول) – دستگیری یک مجرم با جا زدن خود در میان آن ها
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره sting، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

