برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی stick out به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل stick out
stick out
فعل
(فعل) کاری را تا پایانش ادامه دادن (مثال اول) - گسترش یافتن به خارج از لبه یا سطح یا مرز چیزی (مثال دوم) - بخشی از بدن خود را مانند دست ها به بیرون از جایی مانند پنجره بردن - به راحتی قابل تشخیص بودن (مثال سوم) - به شکل قابل توجهی بهتر یا مهم تر بودن (مثال چهارم) - به انجام کاری ادامه دادن، دوام آوردن (مثال آخر)
I didn’t like the show, but I stuck it out.
من آن برنامه را دوست نداشتم ولی تا پایان، آن را دیدم.
a little peninsula that sticks out into the lake
یک جزیره کوچکی که درون دریاچه رفته است (از بالا که به دریاچه نگاه کنید، این قطعه زمین به درون دریاچه رفته بود)
He certainly sticks out in a crowd.
او قطعا در میان یک جمعیت قابل تشخیص است. (مثلا به خاطر نوع لباس هایی که پوشیده است.)
Two facts stick out to me from his testimony.
دو حقیقت از شهادت او برای من قابل توجه بود.
It wasn’t a happy period of her life, but she stuck it out.
زمانِ خوشی از زندگی او نبود ولی او دوام آورد.
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره stick out، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام