بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی seal به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل seal

seal

فعل

US تلفظ صوتی/ˈsiːl/

seals; sealed; sealing

(فعل) محکم بستن به طوری که درزی برای خروج هوا یا مایع و غیره نماند (مثال اول) – پِرِس یا پَرچ کردن درِ یک پلاستیک یا بسته یا پاکت نامه و غیره (مثال دوم) – سطحی را به یک مایع خاص آغشته کردن تا محافظ آن باشد (مثال سوم)

She sealed the jar.

او درِ مربا را محکم بست.

She sealed the envelope and put on a stamp.

او پاکت را مهر و موم کرد و روی آن یک تمبر گذاشت.

This floor has just been sealed with varnish.

کف اینجا به تازگی با روغن-جلا، صیقل داده شده است.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) چیزی مانند یک توافق یا پیروزی و غیره را با کاری قطعی تر کردن (دو مثال اول) – قُرُق کردن یا بستن یک ساختمان یا منطقه و ... (مثال سوم) - seal someone's fate راه فرار از پیشامد را از کسی گرفتن (مثال آخر)

His home run sealed the victory.

هوم ران او (امتیازی در بیسبال) پیروزی را مسجل کرد.

The two leaders sealed their agreement with a handshake.

آن دو رهبر، با دست دادن، آن توافق را تحکیم بخشیدند.

The soldiers were deployed to help police seal the border.

سربازان اعزام شدند تا به پلیس برای بستن مرز کمک کنند.

The discovery of new evidence sealed her fate.

کشف مدارک جدید راه فرار را برای او بست.

(فعل - ادامه بررسی معنی واژه) seal in جلوی خروج محتوای چیزی را گرفتن (مثال اول) - seal off جلوی ورود یا خروج مردم به جایی را گرفتن، قرق کردن

The coffee is freeze-dried to seal in the flavor.

قهوه تحت انجماد خشک قرار می گیرد تا طعم آن حفظ شود.

seal

اسم

seals

(اسم) مهر (یک نشان رسمی روی یک سند و غیره – دو مثال اول) – خوک آبی یا خوک دریایی (فُک) – چیزی که روی لبه ظروف یا چیزی قرار داده می شود تا از نشت گاز یا مایع جلوگیری کند (مثل پلاستیک پرچ شده روی در شیر یا قوطی سموم شیمیایی) – پوشش عموما پلاستیکی روی لبه یک ظرف و غیره که مانع نشت گاز یا مایع از درِ آن میشود (مثلا نوار دور در یخچال) - set/put the seal on something قطعی کردن چیزی

the President's seal of approval

مهر تایید رئیس جمهور

notary's seal

مهر دفتر اسناد رسمی

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره seal، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی