برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی railroad به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل railroad
(اسم – در بریتیش بیشتر از واژه railway استفاده می شود) سیستم حمل و نقل ریلی، خطوط ریلی، راه آهن
railroad
فعل
railroads; railroaded; railroading
(فعل) قانون یا طرحی را به صورت شتاب زده و بدون بحث جدی تصویب کردن (مثال اول) – کسی را به نا حق به چیزی محکوم کردن – کسی را مجبور به کاری کردن (مثال دوم) – railroader کسی که در راه آهن کار میکند
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره railroad، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


