برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pump به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pump
(اسم) پمپ (ماشینی که مایع یا گاز را به درون چیزی یا به خارج از چیزی هدایت میکند – سه مثال اول) – کفش پاشنه دار اداری زنانه که روی آن بدون پوشش است - شکل زیر (court shoe - مثال چهارم) – کفشی نرم که طراحی ساده و مسطحی دارد و برای ورزشی مثل باله بکار میرود
water/air etc pump
پمپ آب/ پمپ هوا (مثل پمپ های پنچرگیری) و..
hand/foot pump
پمپی که با دست/پا کار میکند
petrol pump/gas pump
پمپ بنزین/پمپ گاز
a pair of leather pumps
یک جفت کفش پاشنه دار
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) heat pump پمپ گرما (مثل پمپ اسپیلت) - all hands on deck یا all hands to the pump کنایه از اینکه همه باید کمک کنند - prime the pump با تزریق سرمایه یا تلاش یک کسب یا فعالیت را تشویق به پیشرفت کردن
pump
فعل
pumps; pumped; pumping
(فعل) هدایت کردن یا پمپ کردن آب، گاز و ... به جایی (دو مثال اول) – بالا و پایین کردن ممتد و سریع چیزی (مثال سوم) – کسی را سوال پیچ کردن (مثال چهارم)
The heart pumps blood through the arteries the body.
قلب خون را در میان (از طریق) شریان های بدن پمپ می کند.
Blood pumped out of the cut.
خون از آن بریدگی به بیرون میریخت.
I pumped the handle like crazy.
او آن دستگیره را دیوانهوار مدام بالا و پایین میکرد.
See if you can pump him for more details.
ببین آیا می توانی او را برای فهمیدن جزئیات بیشتر سوال پیچ کنی.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) pump iron برای تقویت عضلات وزنه زدن - pump out همچنین به معنی تولید سریع و مداوم چیزی است (مثال دوم) - pump (someone or something) full of (something) کسی یا چیزی را پر از چیزی کردن - pump up الف: چیزی مثل تایر ماشین را از هوا پر کردن (inflate) ب: افزایش دادن چیزی (مثال سوم) ج: انگیزه دادن به کسی
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام




