عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل nest

nest

اسم

US تلفظ صوتی/ˈnɛst/

nests

(اسم) لانه یک پرنده یا حشره (دو مثال اول) – خانه کسی مخصوصا خانه ای که در آن بزرگ شده (مثال سوم) – جایی که در آن فساد یا چیز ناپسندی رشد یافته (مثال چهارم) - nest of tables/boxes etc میزها و غیره ای که طوری طراحی و ساخته می شوند که شبیه همند و در هم جا می شوند یعنی یکی بزرگ است و یکی دیگر کمی کوچکتر که در کنار بزرگ تر قرار می گیرد و همین طور تعدادی دیگر

In April the females build a nest and lay their eggs.

در ماه آپریل ماده ها یک لانه ساخته و در آن تخم گذاری می کنند.

a rat's nest

لانه موش

One day the children grow up and maybe they want to leave the nest.

یک روز بچه ها بزرگ می شوند و شاید بخواهند که از خانه بروند.

a nest of thieves

پاتوق دزدها

nest

فعل

nests; nested; nesting

(فعل) لانه ساختن، در لانه یا جایی زندگی کردن (مثال اول) – درون هم جا گرفتن یا جا دادن (مثال دوم و سوم)

They say seagulls used to nest in those rocks.

آن ها می گویند که مرغ های دریایی روزگاری در این صخره ها لانه می ساختند.

nested coffee tables

میزهای قهوه خوری تو در تو

to nest boxes

جعبه ها را درون هم قرار دادن

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته