برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nest به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nest
(اسم) لانه یک پرنده یا حشره (دو مثال اول) – خانه کسی مخصوصا خانه ای که در آن بزرگ شده (مثال سوم) – جایی که در آن فساد یا چیز ناپسندی رشد یافته (مثال چهارم) - nest of tables/boxes etc میزها و غیره ای که طوری طراحی و ساخته می شوند که شبیه همند و در هم جا می شوند یعنی یکی بزرگ است و یکی دیگر کمی کوچکتر که در کنار بزرگ تر قرار می گیرد و همین طور تعدادی دیگر
nest
فعل
nests; nested; nesting
(فعل) لانه ساختن، در لانه یا جایی زندگی کردن (مثال اول) – درون هم جا گرفتن یا جا دادن (مثال دوم و سوم)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


