برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی nest به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل nest
(اسم) لانه یک پرنده یا حشره (دو مثال اول) – خانه کسی مخصوصا خانه ای که در آن بزرگ شده (مثال سوم) – جایی که در آن فساد یا چیز ناپسندی رشد یافته (مثال چهارم) - nest of tables/boxes etc میزها و غیره ای که طوری طراحی و ساخته می شوند که شبیه همند و در هم جا می شوند یعنی یکی بزرگ است و یکی دیگر کمی کوچکتر که در کنار بزرگ تر قرار می گیرد و همین طور تعدادی دیگر
nest
فعل
nests; nested; nesting
(فعل) لانه ساختن، در لانه یا جایی زندگی کردن (مثال اول) – درون هم جا گرفتن یا جا دادن (مثال دوم و سوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره nest، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

