برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی margin به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل margin
(اسم) حاشیه یا فاصله از طرفین یک صفحهِ کاغذ و غیره (مثال اول) – گوشه یا لبه یک مکان (edge – مثال دوم) – اختلاف بین دو چیز (مثال سوم) – مقدار اضافی از چیزی (مثال چهارم) - margin of error خطای اندازه گیری (مثال آخر) - profit margin حاشیه سود
a book with wide/narrow margins
یک کتاب با حاشیه های بزرگ/کوچک
the eastern margin of the Indian Ocean
حاشیه شرقی اقیانوس هند
He won the presidency by a wide margin.
او انتخابات ریاست جمهوری را با اختلاف زیاد برنده شد.
There is very little margin for error in the way the money is collected.
در این نحوه جمع آوری پول، حاشیه خطا بسیار کمی وجود دارد. (واقعاً جای خطا کردن وجود ندارد)
The survey has a margin of error of four percent.
این نظر سنجی 4 درصد امکان خطا دارد. (نتایج ممکن است 4 درصد از حقیقت کمتر یا بیشتر باشد)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


