برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی lightly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل lightly
(قید) به آرامی (مثال اول) – کمی، به صورت محدود یا به مقدار کم (مثال دوم و سوم) – (در مورد پخت غذا) کمی پخته شده (مثال چهارم)
She knocked lightly on the door.
او به آرامی در زد.
a lightly populated area
منطقه ای که جمعیت کمی دارد
lightly fried eggs
مقدار کمی تخم مرغ سرخ شده
I like eggs lightly cooked.
من تخم مرغ را نیم رو دوست دارم.
(قید - ادامه بررسی معنی واژه) درباره چیزی که جدی نیست (مثال اول) - get off lightly یا be let off lightly کمتر از حق کسی او را تنبیه کردن (مثال دوم)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره lightly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


