بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی get off به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل get off

get off

فعل

(فعل) جایی را ترک کردن، مخصوصا اگر شروع یک مسافرت باشد (مثال اول) – کار روزمره خود را تمام کردن و از محل کار خارج شدن (مثال دوم) – از هواپیما، اتوبوس یا قطار پیاده شدن – نامه یا بسته ای را برای کسی فرستادن (مثال سوم) – خوابیدن (مثال چهارم)

We got off early on our camping trip.

ما صبح زود برای مسافرت به قصد اتراق کردن خودمان، بیرون زدیم.

I get off early on Fridays.

من جمعه ها، زود از محل کار خارج میشوم.

I got that letter off this morning.

من امروز صبح آن نامه را ارسال کردم.

I went to bed but couldn’t get off to sleep.

من به تخت خواب رفتم ولی نتوانستم بخوابم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) بچه را خواباندن – به ارگاسم رسیدن – تبرئه شدن، از مجازات در رفتن (مثال اول) - get off easy/lightly از مسدومیت شدید در یک حادثه جدی گریختن (مثال دوم) – جزئی از بدن خود مانند دست یا پا را از جایی برداشتن (مثال سوم)

A good lawyer got him off.

یک وکیل خوب او را تبرئه کرد.

She got off very lightly in the accident.

او از آن تصادف قصر در رفت.

Get your hands off me!

دستت را از روی من بکش!

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره get off، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان