برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی founder به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل founder
(اسم) بنیانگذار، موسس
founder
فعل
founders; foundered; foundering
(فعل) شکست خوردن بعد از مدتی (fail) – غرق شدن یک کشتی یا قایق
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره founder، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

