برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی dot به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dot
(اسم) نقطه (دو مثال اول) - on the dot دقیقا سر یک مان خاص (مثال سوم) - since the year dot از خیلی زمان قبل (مثال آخر) – نقطه در کد مورس - connect the dots پی بردن به ارتباط چیزها
The dots on the map represent counties.
نقاط روی این نقشه نشانگر شهرستان ها هستند.
Her skirt was red with blue dots.
دامن او، قرمز به همراه نقاط آبی رنگ بود.
at two o'clock on the dot
دقیقا سر ساعت 2
Most of these people have lived here since the year dot.
خیلی از این مردم از سال ها قبل اینجا ساکن هستند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dot، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


