عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل crisp

crisp

صفت

US تلفظ صوتی/ˈkrɪsp/

crisper; crispest

(صفت) خشک، صفت و شکننده (تُرد – مثال اول) – (در مورد میوه یا سبزیجات) تازه و صفت به طوری که هنگام گاز زدن یا خورد کردن صدای تُرد و خوشایندی میدهد (مثال دوم) – تمیز، اتو زده و کمی ترد (مثال سوم) – واضح در دیدن یا شنیدن جزئیات (sharp - مثال چهارم)

a crisp cookie

یک کلوچه ترد

a crisp apple

سیب ترد

a crisp $50 bill

یک اسکناس 50 دلاری نو و تر و تازه

The recording sounds very crisp, considering its age.

این صدا های ضبط شده با توجه به قدمتشان بسیار واضح هستند.

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) (در مورد هوا) خنک و با طراوت (خنک، خشک و درخشان – متضاد با humid) – (در مورد حرف زدن) صریح (مثال اول) – ماهرانه

a crisp reply

یک جواب صریح

crisp

اسم

crisps

(اسم) چیپس – کیک میوه (دسری که از میوه پخته شده همراه با ترکیبی از آرد، کره و شکر درون فر پخته شده و معمولا گرم سرو میشود)

crisp

فعل

crisps; crisped; crisping

(فعل) ترد کردن، ترد شدن

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی