برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی convention به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل convention
(اسم) مجمع یا همایش (مثال اول) – عرف یا رسم مورد قبول اکثریت (custom – مثال دوم و سوم) – پیمان یا قرارداد بین دو گروه (مثال آخر)
Where are they holding their party convention?
آنها همایش مربوط به حزب خود را کجا برگزار می کنند؟
As a matter of convention, the oldest members speak first.
طبق عرف، اعضای قدیمی ابتدا صحبت می کنند.
He defied/flouted/broke with convention by taking two wives.
او با اختیار کردن دو همسر، سنت را شکست.
the Geneva Convention
توافق ژنو
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) سبک هنری یا ادبی
an artistic convention
یک سبک هنری
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره convention، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


