عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل buck

buck

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbʌk/

bucks

(اسم) دلار (مثال اول) – پول (مثال دوم) – make a buck کمی پول بدست آوردن - یک حیوان نر مخصوصا آهو یا خرگوش - pass the buck مسئولیتی را بدوش کس دیگری انداختن (مثال سوم) - feel/look like a million bucks خیلی زیبا یا سلامت یا خوشحال جلوه کردن - (get) a bigger/better etc bang for your buck منفعت بردن - the buck stops here یا the buck stops with somebody اینکه کس خاصی مسئولیت کاری را بر عهده میگیرد و نمی خواهد آن را گردن کس دیگری بیاندازد (مثال آخر)

I owe you two bucks.

من دو دلار به تو بدهکارم.

That house costs big bucks.

آن خانه خیلی پول می خواهد.

I was tempted to pass the buck.

من وسوسه شدم تا کس دیگری را مسئول این کار کنم.

It was my decision. The buck stops here.

این تصمیم من بود. گردن من است.

buck

فعل

bucks; bucked; bucking

(فعل) جفتک زدن اسب – مخالفت کردن یا مقاومت کردن (مثال اول) - buck the system مقررات را زیر پا گذاشتن، پشت پا زدن به قانون (مثال دوم) – buck (someone/something) up به کسی امید دادن یا او را خوشحال کردن (مثال سوم)

Our company has managed to buck the trend of the recession.

شرکت ما موفق شده است تا در مقابل رکود مقاومت کند. (buck the trend یعنی خلاف شرایط اقتصادی حاضر حرکت کردن)

Jim is always looking for ways to buck the system.

جیم همیشه دنبال راهی است تا مقررات را دور بزن.

A week at the beach will buck him up.

یک هفته در کنار ساحل حال او را خوب خواهد کرد.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی