koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

لغات 361 تا 372: 504 واژه ضروری زبان انگلیسی | تلفظ لغات + معنی و مثال

درس سی و یکم
صفحه 32 از 43: 504 واژه ضروری زبان انگلیسی | تلفظ لغات + معنی و مثال

برای دسترسی به محتوای آموزشی دروس ششم الی آخر ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود به حساب کاربری

12 - fertile

/ˈfɜːrtl/

help

volume_up

لغات 504 - معنی فارسی واژه fertile

صفت:

1: حاصلخیز، بارور

The loss of their fertile lands threw the farmers into a panic.

از دست دادن زمین های حاصلخیز، کشاورزان را به وحشت انداخت.

A fertile mind need never be uneasy about finding life uneventful.

یک ذهن بارور هرگز نباید از پی بُردن به یکنواختی زندگی ناراحت شود.

Chicks hatch from fertile eggs.

جوجه ها از تخم های بارور بیرون می آیند.

تمرین آنچه آموخته اید

در این بخش آنچه از درس سی و یکم یادگرفته ایم را در غالب چند آزمون به چالش می کشیم.

قبل از ورود به تمرینات حتماً راهنمای مربوط به آن را در این قسمت مطالعه کنید.

برای شروع کلیک کنید

لیست صفحات مربوط به آموزش 504 واژه (برای دسترسی به لیست دروس به این لینک مراجعه کنید)