برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
قیمت محصولات آموزشی وبسایت از 20 فروردین 1405 کمی افزایش یافته است. این افزایش به دلیل بالا رفتن هزینههای جاری وبسایت و مجموعه کاری بوده است. با این حال پکیج جامع برق ساختمان با تخفیف ویژه ارائه خواهد شد. همچنین خریداران قبلی در صورت مکاتبه با ما از تخفیف ویژه برای آموزشهای دیگر برخوردار میشوند.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی toast به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل toast
(اسم) نان تست (مثال اول) – به سلامتی کسی یا به افتخار چیزی یا کسی باده نوشیدن (مثال دوم) - be toast اصطلاحا داغان شدن (مثال سوم) - the toast of something کسی که خیلی محبوب است (مثال آخر)
toast
فعل
toasts; toasted; toasting
(فعل) برشته کردن غذا یا نان (مثال اول) – گرم کردن خود یا قسمتی از بدن (مثال دوم) – به افتخار کسی نوشیدن
Toast the bread lightly on both sides.
این نان را کمی از دو طرف برشته کن.
John was toasting his feet by the fire.
جان داشت پای خود را کنار آتش گرم می کرد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره toast، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


