برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی steer به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل steer
(فعل) راندن یا هدایت کردن یک کشتی یا هواپیما یا یک خودرو (مثال اول) – در مورد خوش-فرمان بودن یا آسان بودن هدایت یک وسیله حرف زدن (مثال دوم) – هدایت کردن یا جهت دادن رفتار کسی یا هدایت کردن یک موقعیت (مثال سوم و چهارم) - steer clear of someone/something از کسی یا چیزی اجتناب یا دوری کردن (مثال آخر)
She steered the boat into the harbor.
او قایق را به داخل بندر هدایت کرد.
This car is very easy to steer.
این خودرو خیلی خوش فرمان است.
He steered his guests into the dining room.
او مهمانانش را به اتاق غذاخوری هدایت کرد.
I won't steer you wrong.
من توصیه بد به تو نمی کنم.
They warned their children to steer clear of drugs.
آنها به بچه های خود هشدار دادند که از مواد دوری کنند.
steer
اسم
steers
(اسم) گاو نری که اخته شده است
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


