برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی sharply به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل sharply
(قید) به سرعت و ناگهانی (دو مثال اول) – تیز (مثال سوم) – با شدت و عصبانیت (مثال چهارم)
The road bends sharply to the right.
جاده ناگهان به سمت راست خم میشود.
The temperature rose sharply.
دما به سرعت افزایش پیدا کرد.
The dagger is sharply pointed.
نوک این خنجر تیز است.
She spoke sharply to her daughter.
او با تندی با دخترش حرف زد.
(قید – ادامه بررسی معنی واژه) به شکل واضح (مثال اول) – طبق مد – (در مورد حواس) به شدت حساس
We have sharply differing views.
نظرات ما به شکل واضحی متفاوت است. (ما رویکردهای کاملا متفاوتی داریم)
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


