برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی principal به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل principal
(صفت) اصلی، مهم ترین (main, chief)
principal
اسم
principals
(اسم – با واژه principle اشتباه گرفته نشود!) مدیر مدرسه (در آمریکایی – مثال اول) – رئیس دانشگاه (در بریتیش) – اصل پولی که در بانک سرمایه گذاری شده یا به کسی داده شده تا با آن کار کرده و سود دهد (مثال دوم) – بازیگر یا نوازنده اصلی یک گروه (مثال سوم) – رئیس یا مهم ترین فرد یک گروه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره principal، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


