عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل passing

passing

اسم

US تلفظ صوتی/ˈpæsɪŋ/

(اسم) the passing of time/the years گذشت زمان - mention/note something in passing در خلال صحبت به یک موضوع غیر مرتبط اشاره کردن (مثال اول) – پایان چیزی – مرگ کسی (مثال دوم) – قبول شدن در یک امتحان – رای آوردن چیزی (مثال سوم)

He mentioned your visit in passing.

او مختصری به دیدار تو اشاره کرد.

Her passing will be mourned by many people.

مرگ او عده زیادی را به سوگ خواهد برد.

the formal passing of the treaty

تصویب رسمی معاهده

passing

صفت

(صفت) رد شده، عبور کرده (مثال اول) - passing days/weeks/years etc روزها/هفته ها/سالهایی که سپری شده (مثال دوم) – (در مورد یک فکر یا احساس) موقت، غیر جدی (مثال سوم) – (در مورد یک نظر) سرسری، سریع، گذرا، حاشیه ای (مثال آخر) – مربوط به پاس دادن توپ در ورزش

a passing car

یک خودروی رد شده

with every passing year

با هر سالی که سپری میشود

a passing interest

یک علاقه موقت

He made only a passing reference to his achievements.

او تنها اشاره ای گذرا به دستاوردهای خود داشت.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته