برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی overflow به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل overflow
(فعل) سر ریز شدن، لبریز شدن (دو مثال اول) – پر کردن، پوشاندن (مثال سوم و چهارم) - be filled to overflowing (with something) پر از چیزی شدن، مملو از چیزی شدن
overflow
اسم
overflows
(اسم) سر ریز – شلنگ سر ریز یک تانکر و غیره
the overflow of water from the lake
سرریز آب از دریاچه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره overflow، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


