برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی occupied به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل occupied
(صفت) مشغول، سرگرم (دو مثال اول) – در تصرف کسی (مثال سوم) – درباره منطقه ای که توسط ارتش به تصرف درآمده، اشغال شده (مثال آخر)
The most important thing is to keep yourself occupied.
مهمترین مسئله این است که خود را سرگرم نگهدارید.
I was fully occupied taking care of my elderly father.
من کاملا مشغول مراقبت از پدر پیرم بودم.
Sorry, this seat is occupied.
ببخشید، این صندلی اشغال شده است. (مال کسی است)
occupied territories
مناطق اشغال شده
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره occupied، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

