عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل march

march

فعل

US تلفظ صوتی/ˈmɑɚtʃ/

marches; marched; marching

(فعل) پیاده به جایی رفتن مخصوصا وقتی عصبانی هستید (مثال اول) – راهپیمایی حمایتی یا اعتراضی انجام دادن (مثال دوم) – هماهنگ و به صورت گروهی حرکت کردن، رژه رفتن (مثال سوم) – کسی را به زور و با کشیدن به جایی بردن (مثال آخر) - quick march دستور شروع رژه را دادن

She marched into my office and demanded an apology.

او وارد اتاق من شد و از من خواست که عذر خواهی کنم.

Outraged people marched on City Hall, demanding the police chief’s resignation.

مردم خشمگین به طرف ساختمان شهرداری راهپیمایی کردند و خواستار استعفای رئیس پلیس بودند.

The soldiers marched 80 miles in four days.

سربازان 80 مایل را در چهار روز رژه رفتند. (در صفوف مرتب)

Mr. Jim marched us to the principal’s office.

آقای جیم ما را کشان کشان به دفتر مدیر برد.

march

اسم

(اسم) تظاهرات، راهپیمایی (مثال اول) – رژه نظامی – ضرب آهنگ مخصوص رژه - on the march الف: به سمت جایی حرکت کردن ب: در مورد چیزی که گسترش پیدا کرده یا موفق شده است (مثال دوم) – روند رو جلو و ادامه دار (مثال آخر)

a protest march

یک راهپیمایی اعتراضی

Islamophobia is on the march in some parts of Europe.

اسلام ستیزی در بخشی هایی از اروپا رو به گسترش است.

the march of progress/technology

روند ادامه دار پیشرفت/تکنولوژی

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان