بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی lick به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل lick

lick

فعل

US تلفظ صوتی/ˈlɪk/

licks; licked; licking

(فعل) لیسیدن، با زبان چیزی را لمس کردن (دو مثال اول) – شکست دادن یک رقیب (مثال سوم) – (در مورد شعله) رسیدن به یا لمس کردن چیزی (مثال آخر)

The dog licked my arm.

آن سگ، دست مرا لیس زد.

She licked the drops off her upper lip.

او قطرات روی لب بالایی خود را با زبانش پاک کرد.

I think I can lick him.

به نظرم می توانم او را شکست دهم.

Flames were soon licking the curtains.

شعله های آتش کم کم داشت به پرده های می رسید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) lick someone's boots پاچه خاری کردن - lick your wounds بازیابی کردن خود بعد از یک شکست

lick

اسم

licks

(اسم) لیس، عمل لیسیدن (مثال اول) – یک مقدار کم (مترادف با bit – مثال دوم) – قطعه کوتاهی از موسیقی که با گیتار نواخته شود - at a fair, great, etc. lick با سرعت زیاد - a lick and a promise شستن یا تمیز کردن بی دقت و سر سری چیزی (مثال سوم)

She gave the bowl a lick.

او کاسه را لیس زد.

He couldn't swim a lick.

او یک ذره هم شنا بلد نبود.

A lick and a promise isn’t enough. Take some time and do it right.

سرسری تمیز کردن کافی نیست. وقت بگذار و درست این کار را انجام بده.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره lick، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته