عضویت

تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل lick

lick

فعل

US تلفظ صوتی/ˈlɪk/

licks; licked; licking

(فعل) لیسیدن، با زبان چیزی را لمس کردن (دو مثال اول) – شکست دادن یک رقیب (مثال سوم) – (در مورد شعله) رسیدن به یا لمس کردن چیزی (مثال آخر)

The dog licked my arm.

آن سگ، دست مرا لیس زد.

She licked the drops off her upper lip.

او قطرات روی لب بالایی خود را با زبانش پاک کرد.

I think I can lick him.

به نظرم می توانم او را شکست دهم.

Flames were soon licking the curtains.

شعله های آتش کم کم داشت به پرده های می رسید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) lick someone's boots پاچه خاری کردن - lick your wounds بازیابی کردن خود بعد از یک شکست

lick

اسم

licks

(اسم) لیس، عمل لیسیدن (مثال اول) – یک مقدار کم (مترادف با bit – مثال دوم) – قطعه کوتاهی از موسیقی که با گیتار نواخته شود - at a fair, great, etc. lick با سرعت زیاد - a lick and a promise شستن یا تمیز کردن بی دقت و سر سری چیزی (مثال سوم)

She gave the bowl a lick.

او کاسه را لیس زد.

He couldn't swim a lick.

او یک ذره هم شنا بلد نبود.

A lick and a promise isn’t enough. Take some time and do it right.

سرسری تمیز کردن کافی نیست. وقت بگذار و درست این کار را انجام بده.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش نصب دوربین مداربسته