برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی knot به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل knot
(اسم) گره (دو مثال اول) – یک توده از مو یا نخ یا سیم که به هم گره خورده و پیچ در پیچ شده است (مثال سوم) – یک گروه از مردم که نزدیک هم ایستاده یا نشسته اند (مثال آخر)
untie a knot
باز کردن یک گره
loosen/tighten a knot
شل کردن/سفت کردن یک گره
The electrical cord was tangled in knots.
سیم برق به هم گره خورده بود.
A little knot of men stood clapping.
تعدادی ایستاده به تشویق پرداختند.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) محل اتصال شاخه به تنه درخت – واحد اندازه گیری سرعت یک کشتی یا هواپیما، گره (هر گره معادل 1.852 کیلومتر بر ساعت است) - in knots حالت هیجانی که عصب معده را تحریک کرده و باعث ناراحتی و سوزش آن می شود - tie the knot ازدواج کردن - tie yourself (up) in knots خیلی ناراحت شدن
a top speed of about 20 knots
سرعت بالایی معادل 20 گره
knot
فعل
knots; knotted; knotting
(فعل) گره زدن – دچار حس گرفتگی در بدن شدن (مثال دوم) – امتیاز را در یک مسابقه به تساوی کشاندن
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


